پرسش:"غزل ايرانی كه حاصل نگاه تغزل آميز شرقی ما ايرانيان به شعر است دارای سبك های مختلف و متنوعی است مانند غزل عراقی ، غزل وقوع ، غزل هندی ، غزل بازگشت ، غزل مشروط و غزل نو. چرا از مكتب خراسانی كه سرآغاز مكاتب ايرانی است نامی برده نمي شود ؟"
پاسخ:"مكتب خراسانی كه آن را "مكتب تركستانی" هم مي گويند از ابتدای شعر فارسی، یعنی اوايل قرن چهارم تا اواسط قرن ششم ادامه داشت. از آن جا كه قالب های برتر اين مكتب، قصيده و مثنوی است هرجا صحبت از غزل می شود به نام مكتب عراقی برمی خوریم چرا که خود آغازگر غزل در ادبیات فارسی است."
پرسش:"در مكتب عراقی به واژه های عربی بسياری بر می خوريم. ريشه ی آن ها كجاست؟"
پاسخ:"زمينه ی پيدايش مكتب عراقی را مي توان روی كار آمدن سلجوقيان در خراسان دانست. سلجوقيان مدارس مختلفی تأسيس كردند كه در اين مدارس تفسير، منطق، حكمت و ادب تازی تدريس می شد که شاعران و ادیبان نيز با آن آشنا شدند مانند انوری، خاقانی و نظامی گنجوی. به همين دليل در مكتب عراقی واژه های عربی رو به افزایش گذاشت. قالب غزل بیشتر از قصيده به كار رفت. سادگی، رواني و استحكام مكتب خراسانی جای خود را به لطافت و تشبيهات بی شمار و كنايه های زيبا داد. در غزل های اين مكتب، تلميحات فراوان، تضمين و اشاره به آيات، ايهام و صنايع بديعی بیشترشد. در اين مكتب، مضمون های اخلاق - تربيتی جای مدایح اغراق آميز را گرفت. فارس مركز غزل سرايی عراقی شد و مولانا ، سعدی و حافظ هريك به شيوه ی خاص خود اين مكتب را به اوج رساندند."
پرسش:"وحشی بافقی كه تواناترين شاعر وقوعی است در شعرهايش آن چنان با زبانی ساده و به دور از آشنايی زدايی صحبت كرده كه انگار دارد حرفهای روزمره اش را می زند، اين نشانه ی ضعف شعر او است؟"
پاسخ:"نه، به هيچ وجه. نام " وقوعی " كه اين شاعران برخود نهادند اشاره به اين دارد كه آن ها در شعرشان برخلاف شعرای عراقی -مكتب پيش از آنها- زمينی و واقعی هستند. شاعر وقوعی، يعني شاعری كه بيانگر واقعيت احوال خود باشد. شاعران وقوعی هيچ گاه به طور آگاهانه در شعرهای خود از صنايع شعری استفاده نمي كردند بلکه فقط می خواستند كه هر چه صميمی تر و راست تر حرفشان را بیان کنند. وقوعيون مطلقاً به واقعيت های بيرونی، جز به واقعيت عشق و عاشقی و بازتاب آن در دل انسان توجه نداشتند. بيان و توصيف حالات شديد عاطفی -نسبت به معشوق مذكر- تمام هدف آن ها بود. ترجیع بندهای مشهور وحشی بافقی و مثنوی های او خصوصاً "فرهاد و شيرين" بيانگر همين است."
پرسش:" شعر مذهبی و مرثيه هم زمان با كدام يك از مكاتب ايرانی به اوج رسيد ؟"
پاسخ:"می توان به صراحت گفت كه توجه شديد پادشاهان صفوی به تشيع و علاقه ی فراوان آنان به اهل بيت باعث شد شعر در خدمت مذهب قرار گيرد و همين موجبات اين امر را فراهم آورد كه عده ای از شاعران ايرانی به دربار" بابریه " در هند بروند. از آن جا كه اين شاعران بيشتر از اهالی اصفهان بودند به مكتب هندی ، "مکتب اصفهانی" هم مي گويند. بسياری ديگر از شاعران ماندند و به شعر مذهبي خاص، یعنی مرثيه روی آوردند مانند "محتشم كاشانی" که ترکیب بند معروف "باز اين چه شورش است"را در سوگ امام حسين (ع) سرود."
پرسش:"چرا در مكتب هندی تك بيت ها شهرت زيادی دارند؟"
پاسخ:"زیرا پرگويی از ديگرخصوصيات شعر در مكتب هندی است. شاعران اين مكتب در تمام مدت عمر به شعرگويی می پرداختند مثلا شاعری به نام "غواصی يزدی" روزی پانصد بيت گفته است و آنچنان که ده سال پيش از آنكه فوت كند خود سروده است :
"زشعرم آنچه حالا در حساب است
هزار و نهصد و پنجه كتاب است."
مسلم است كه در ميان اين اشعار سست، ابیاتی زيبا و هنرمندانه نیز وجود داشته كه غالباً شهرت يافته اند. از آن جا كه دربار ايران به شاعران روی خوش نشان نمی داد قصيده سرايی مخصوصا مديحه از رونق افتاد و غزل مهم ترين قالب شعری مكتب هندی شد كه جوهر اصلی آن در اين دوره، عشق بود. عشق با نوعی بی بند و باری، رندی، فساد و مبالغات مربوط به سوز و گدازهای عاشقانه و تواضع بيش از حد نسبت به معشوق."
پرسش:"شاعران مكتب بازگشت چگونه از شاعران گذشته تقليد می كردند؟" پاسخ:"مكتب بازگشت از خود اصولی نداشت آنها از روش شاعران برجسته ی مكتب های گذشته یعنی خراساني و عراقي استفاده مي كردند. مثلاً آن ها در غزل از سعدی شيرازی، در قصيده از انوری و در رباعی از خيام تقليد می كردند. يك شاعر در هر قالب شعری، حالت شاعر برجسته ی آن را به خود می گرفت بنابراين در مكتب بازگشت، شاعران در حال و هوای هریک از شاعران پیشین شعر می سرودند جز خودشان."
پرسش:" آیا شاعران مکتب بازگشت از همه ی مكاتب گذشته تقليد می كردند ؟"
پاسخ:" خير . به عقيده ی ملك الشعرای بهار، بيشتر شاعران اين دوره به علت ابتذالی كه در مكتب هندی راه يافته بود از آن خسته شده و به احيای شعر گذشته ی ايران روی آوردند و در مخالفت با مكتب هندی دست به سرودن اشعاری به شيوه ی شاعران پيشين مانند سعدی و حافظ زدند اين شاعران هرچند كه در بين اشعار خود شعرهای نسبتاٌ خوبی هم داشتند اما بيشتر نيروی خود را صرف محكوم كردن مكتب هندی می كردند."
پرسش:" از آنجا كه هميشه اين اجتماع است كه موجب پيدايش مکاتب مختلف ادبی می شود، جنبش مشروطه در ايران چگونه به اين نياز پاسخ داد؟"
پاسخ:" با شروع جنبش مشروطه خواهی در ايران همه احساس می كردند كه بايد در عرصه ی فرهنگ هم تحولی اتفاق بيفتد طوری كه شعر هم با شعر گذشته تفاوت داشته باشد. علاقه و توجه روشنفكران ايرانی به ادبيات اروپا، خصوصاً ادبيات فرانسه باعث شد تا برخی آثار نويسندگان بزرگ از جمله "ويكتورهوگو"، "شاتوبريان" و... به فارسی ترجمه شود و همين امر بر نوشته های بسياری از شاعران ايرانی تاًثير گذاشت. در مكتب مشروطه، شعراز دربار جدا و سرشار از فرياد ، خون و آرمان ها و مهمتر از همه ، آزادی شد. شعر آن روزگار آن قدر پرشور و كوبنده بود كه جایی برای خيال وتخيل باقی نماند."
پرسش:"غزل نو چه رابطه ای با شعر مدرن ايران دارد؟"
پاسخ:"غزل نو شاخه ای از مدرنیسم است كه درآن زبان، محتوا، ساخت و فرم به شيوه ی شعر نوين غزل به منصه ی ظهور برسد. غزل نو درايران با سیمين بهبهانی تثبيت شد او اولين شاعری است كه مدرنیسم را در قالب غزل به اوج می رساند. زبان، وزن، ساخت و فرم را كه به عنوان اركان غزل نو می توان برشمرد مسلماً ازديرباز در شعركهن ايرانی وجود داشته است."
پرسش:"ساخت وفرم درغزل نو به چه معني هستند؟"
پاسخ:"جمال ميرصادقی در تعرف ساخت می گويد : "ساخت نتيجه ی ارتباط ضروری ميان اجزای يك كل هنری است كه موجب يكپارچگی اثر می شود و اين يكپارچگی هرچه كامل تر باشد به اثر وحدت هنری بیشتری می دهد. هم چنين ساخت را اصل كلی سازمان بندی در اثر ادبی می دانند. اثر ادبی ممكن است از عناصر گوناگونی مانند روايت، پيرنگ، تصويرهای خيال تكرار شونده ، نمادها ، بن مايه ها و بحث منطقی تشكيل شود."
هم چنين درباره ی فرم مي گويد : " شكل، نظم يا هيئتی است كه برای بيان محتوای اثر هنری بكار می رود و به عبارت ديگر روش و طرز تنظيم و هماهنگ كردن اجزای هنری است." تعاریف ذكر شده از ساخت و فرم كاملاً در مورد ساخت و فرم غزل نو صدق مي كند . هر چند كه فرم و ساخت در سير تدريجی-تكوینی خود از ديرباز تاكنون دچار استحاله های "جوهری-ماهيتی" شده اند فقط اختصاص به غزل ندارند بلكه در قالب های ديگر شعری همانند نيمايی ، سپيد و... وجود دارند مثلاٌ شاملو در شعر شبانه از مجموعه شعر ابراهيم در آتش "دوستش می دارم چرا كه می شناسمش ..."كه بند آخر آن اين گونه به پايان مي رسد: "نخست دير زمانی در او نگريستم
چندان كه ، چون نظر از وی باز گرفتم
در پيرامون من
هر چيز
به هیئت او در آمده بود .
آن گاه دانستم كه مرا ديگر
گريز نيست."
در اين جا شاملو بدون اينكه در باره ی هويت او توضيحی بدهد آنرا به تصوير كشيده است چرا كه توضيح و بيان هويتش به عهده ی فرم گذاشته شده است."
پرسش:"اركان غزل نو در غزل روايی هم وجود دارد ؟"
پاسخ:"البته. از آن جا كه غزل روايی شاخه ای از غزل نو است تمام اركان غزل نو -زبان ، وزن، ساخت ، فرم- در غزل روايی هم وجود دارد . در واقع در غزل روايی برای نخستين بار به طور جدی، روایت در قالب غزل كه يكی از قالب های كهن فارسی است پا نهاد . نمونه های زيبایی از غزل روايی را می توان در آثار سیمين بهبهانی مشاهده كرد كه به نحو احسن اين ژانر را به انجام رسانده است." پرسش:"غزل روایی همان غزل مینی مال است ؟"
پاسخ:"غزل مینی مال و غزل روایی هر دو جزء غزل نو هستند اما این سخن دلیل بر یکسان بودن آنها نیست چرا که غزل مینی مال به دلیل متعهد بودن به مکتب مینی مال و پیروی از اصول آن شاخه ای مستقل و جداگانه از غزل روایی محسوب می شود. بهتر است قبل از بیشتر وارد شدن به این بحث نگاهی داشته باشیم به مکتب مینی مالیسم و ریشه یابی نیاز جامعه برای پیدایش آن.
گسترش صنعت و مدرنیسم باعث شد که زندگی بشر دچار تغییر و تحول گردد و این امر حوزه ی هنر و ادبیات را نیز تحت تأثیر قرار داد از آن جا که هر مکتب ادبی با توجه به نیاز جامعه شکل می گیرد، حاصل این تأثیر پذیری نیز موجب پدید آمدن مکتب مینی مالیسم شد. به این معنی که در داستان مینی مالیسم، نویسنده از حداقل واژگان و ایجاز بهره می گیرد تا داستانی را در طرحی ساده بیان کند. مینی مالیسم جنبشی بود که در اواخر دهه ی 1960 در عرصه ی هنر به ویژه نقاشی و موسیقی در آمریکا به وجود آمد و در بدو ورود به عرصه ی ادبیات، باز هم اصل خود را که بر مبنای شعار معروف " کم هم زیاد است " و بر پایه ی فشردگی افراطی و ایجاز بیش از حد، محتوای اثر خود را به نمایش گذاشت. مینی مالیست ها در فشردگی و ایجاز تا آن جا پیش رفتند که فقط عناصر ضروری اثر، آن هم در کم ترین و کوتاه ترین شکل باقی ماند و کم حرفی از محرزترین ویژگی های این آثار به شمار می رود . گر چه تأثیر "ساموئل بکت"، "فرانتس کافکا"، "روبرت والز" و "برتولت برشت" بر شکوفایی این جریان روشن است، اما اولین مقاله ی مینی مالیستی منسوب است به "ادگار آلن پو" ، مقاله ای که آن را اولین بیانیه ی غیر رسمی مینی مالیست ها دانسته اند. به عقیده ی "میمنت میر صادقی" در کتاب "واژه نامه ی هنر شاعری" ، این جنبش از اواخر قرن بیستم در شعر به کار رفت و ایجاز و صرفه جویی در کاربرد کلمه را نیز به پیکره ی شعر تزریق کرد و به سادگی و بی پیرایگی کلام اعتبار داد. حاصل مینی مالیسم در ژانر شعر، اشعاری شد که به عمد خیلی فشرده بودند ، مصراع ها و بندهای بسیار کوتاهی داشته و واژه هایش بسیار محدود و ساده بودند. البته این اصطلاح را نمی توان برای هر شعر کوتاهی به کار برد مثلا" هایکو" و "تانکا" را نمی توان شعر مینی مالیستی نامید. همان طور که در سطرهای پیش اشاره شد مکتب مینی مالیسم ادبیات را نیز تحت تأثیر خود قرار داد. از نمونه های این سبک های موفق در ادبیات ایران، ژانریست به نام "غزل مینی مال" که استاد آذرپیک آن را در آستانه ی بیست سالگی ابداع کرد و آرام و به دور از هرگونه تبلیغات به جامعه ی تاریخ و ادبیات ایران پیشنهاد داد. روح تئوریک غزل مینی مال، آنتی تزی بود به اصلی ترین اصل غزل یعنی همان "اطناب" که مرکزی ترین هسته ی پیدایش غزل است و نام غزل از آن ناشی می شود . غزل از مغازله می آید و مغازله یعنی سخن گفتن عاشقانه با معشوق و پر مسلم است که به قول حکیمان اطناب در همه چیز ناپسند و مکروه است الا سخن گفتن با معشوق، که البته به پریشان گویی نیز منجر خواهد شد . همان طور که قبلا" گفته شد، غزل ایرانی دارای سبک های مختلف و متنوعی است مانند غزلی که فرزند شریعت ادبی عراقی می باشد. غزلی که فرزند شریعت ادبی عصر مشروطه است و انواع غزل هایی که ناشی از دیگر شریعت های ادبی در ادبیات ایران زمینند. استاد آذرپیک در غزل مینی مال، پیوند گشتالتی قالب غزل ایرانی و ادبیات مینی مالیسم غرب را ممکن ساخته است هر چند که این پیوند گشتالتی جای بحث دارد و در مجالی دیگر به آن پرداخته خواهد شد."
پرسش:" آیا غزل مینی مال که حاصل پیوند غزل شرق و مینی مال غرب است کاملاً به تئوری های مکتب مینی مالیسم پایبند می باشد؟"
پاسخ:" نمی شود به این سوال با قاطعیت پاسخ داد. هر چند غزل مینی مال هم به شعر مینی مالیسم و هم به ادبیات داستانی وفادار ماند اما شعر مینی مالیسم غرب، به کلمه به عنوان یک ماتریال می نگرد که حاصل نگاهی خشک و بی روح و خشن به شعر است. در مقابل، استاد آذرپیک در غزل مینی مال با نگاهی ارگانیک به کلمه ، تحولی بنیادین در جهان ادبیات و غزل و مکتب مینی مالیسم آفرید."
پرسش:"به جز ایجاز بین غزل مینی مال و غزلیات شرقی - به عنوان نمونه ی غزل کلاسیک - تفاوت های دیگری وجود دارد ؟"
پاسخ:" بله . غزل کلاسیک زاده ی یک فرهنگ شاه و رعیتی و طبقه محور در اجتماع بود اما غزل مینی مال با نفی اصطلاح "دریا در کوزه ریختن" که توجیهی زیبا برای بیت اندیشی غزل کلاسیک و مصرع اندیشی غزل هندی است که خود آن هم جزء کلاسیک می باشد، واحد غزل را از اولین تا آخرین کلمه تمام غزل می داند و دیگر در آن خبری از شاه بیت نیست زیرا از دیدگاه مکتب ادبی اصالت کلمه، غزل نمایند ه ی راستین یک جامعه ی مدنی است که در آن با تحقق "کلمه – شهروندی" همه ی ابیات بدون هیچ برتری بر یکدیگر با وابستگی اصل کلمات به هم غزل را به یک پیکره ی واحد تبدیل کرده اند."
پرسش:"فرم و ساخت در غزل مینی مال همان فرم و ساخت در غزل نو و غزل روایی است؟"
پاسخ:" نه مسلم است که در سیر"تدریجی – تکوینی" غزل در ژانر غزل مینی مال، با فرم و ساختی مستحکم تر از فرم و ساخت های گذشته روبه رو هستیم. در این جا فرم درونی بر فرم بیرونی غالب است و می توان هر ابتکاری را برای آزاد ساختن آن انجام داد . به عبارت دیگر در غزل مینی مال ما دیگر با یک فرم واحد روبه رو نیستیم بلکه ما در هر اثر باید با شکل و تجربه ای تازه از فرم مواجه باشیم و نباید شاعر یک یا چند فرم درونی مشخص – هر چند موفق – را در همه ی آثارش تکرار کند.
همان طور که از مفهوم "ساخت" پیداست نتیجه ی ارتباط ضروری میان اجزاء کل اثر هنری است. می توان گفت : در کل غزل مینی مال نوع رابطه ی بین جزء و کل، تکامل یافته تر و مستحکم تر است به گونه ای که این رابطه نه فقط بین بیت ها بلکه رابطه ی بین کلمه ها را هم در بر می گیرد طوری که حتا نمی توان یک کلمه را در آن جا به جا یا حذف کرد چه برسد به جا به جایی یا حذف ابیات. میان همه ی کلمات نوعی ارتباط ارگانیک وجود دارد -همچون اعضای بدن یک موجود زیستی- که به جای موجودیت صرف ، وجود غزل مینی مال را فراهم آورده است."
پرسش:"علاوه بر مستقل بودن ، غزل مینی مال و غزل روایی با یکدیگر تفاوت های دیگری دارند ؟ "
پاسخ:" بله . غزل مینی مال، توأمان هم به شعر مینی مالیستی غرب و هم به داستان مینی مالیستی وفادار است و از آن جا که شریعت ادبی آن، مکتب مینی مالیسم است تا حدودی به اصول آن -ایجاز ، شفاف بودن ، برهنگی واژگان ، به حداقل رساندن استفاده از آرایه های ادبی و صنایع بدیعی - متعهد است و این شاید به طبع کسانی که غزل به شیوه ی کلاسیک یا مدرن را می پسندند ناخوشایند آمده و حتا آن را فاقد شعریت قلمداد کنند زیرا آرایه های ادبی ، صنایع و بدایع جزء لاینفک غزل کلاسیک و نوین است. غزل روایی تنها نقطه ی اشتراکش با غزل مینی مال وفادار بودنش به روایت است. در غزل مینی مال روایتِ شکار شده باید در کلیت خود یک شعر کامل بسازد بنابراین هر روایت مینی مالیستی نمی تواند به صرف قرار گرفتن در قالب غزل، بدل به غزل مینی مال شود. روایت غزل مینی مال باید در ذات خود دارای یک روح عمیق شاعرانه باشد درست شبیه عروسی که بدون آرایش و زیورآلات در ذات خودش آنقدر زیبا باشد که به قول سعدی :
"به زیورها بیارایند وقتـــــی خوب رویان را
تو سیمین تن چنان خوبی که زیورها بیارایی."
باید شعریت متن در ذات خود روایت باشد ، یعنی روایت بدون جلوه های معمول شعری در ذات خود، شعر محض باشد و به قول استاد آذرپیک که در کتاب "لیلا زانا" فرموده اند: " واقعیت ها را فقط باید انعکاس داد و اگر کسی بخواهد در این واقعیت ها باجلوه های ویژه ی شعری دست ببرد به خودش خیانت کرده است." "
پرسش:"از آن جا که ژانر های ادبی پاسخ هایی به نیازهای جامعه هستند غزل مینی مال به نیازهای جامعه ی امروزی چه پاسخی داده است؟"
پاسخ:"می توان به صراحت گفت که انسان سرعت مدار در آستانه ی هزاره ی سوم به هر حال به گونه ای ناخود آگاه همواره دارد همه ی پدیده ها را به سمت مینی مالیستی شدن سوق می دهد چه در صنعت و چه در هنر؛ و در این زمینه تا به آن جا پیش رفته است که حضور فیزیکی و با هم بودن انسان ها به کمترین حد خود رسیده است و عاشق و معشوق امروزی گاه به صورت پیامک چند سطری با یکدیگر مغازله می کنند که این برخلاف اطناب در گفتگوهای عاشقانه ی پیشین است."
پرسش:"آیا غزل مینی مال مولفه های دیگری هم دارد ؟"
پاسخ:" البته . از دیگر مولفه های غزل مینی مال، ترجمه پذیری آن است که اگر به زبان بیگانه ترجمه شود فقط وزن و قافیه را از دست می دهد و یک داستان مینی مال تغزل آمیز می شود که خود نوعی بدعت در مکتب مینی مالیسم است. از مولفه های دیگر غزل مینی مال "هایکوی بسیط" است که بهتر است قبل از وارد شدن به مبحث آن نگاهی به هایکو داشته باشیم هایکو لحظاتی ناب از زندگی و طبیعت را انعکاس می دهد. پیش تر از آن که زاده ی تفکر، تخیل و تعشقی خلاق و هنری باشد محصول نگاهی خلاق و مستندگونه به جهان است. کشف یک لحظه و آن بیرونی و عینی که در صورت نگارش یا حتا در مرحله ی خوانش، ما در آن تفکر، تخیل و تعشق نهفته در هستی را به مشاهده خواهیم نشست. مثلاً شاعر هایکوسرا در یک آن مشاهده ای پروانه ای را می بیند که بر ناقوسی بزرگ به خواب رفته و یا پروانه هایی که حلقه های گل روی تابوت را دنبال می کنند همان تصویر رئال را در کوتاه ترین شکل ممکن انعکاس می دهد. هایکوی بسیط وقتی روی می دهد که همین نگاه از یک آن کوتاه، فرارَوی می کند و لحظاتی طولانی تر و گاه بسیار گسترده تر از زندگی درونی و بیرونی را به نمایش می گذارد که اگر چه در ظاهر هیچ گونه آرایه ی ادبی ، جلوه های ویژه ی شعری و بدایع و صنایع در آن دیده نمی شود اما اثر در کلیت خود به نقطه ای می رسد که نه می توان آن را یک داستان مینی مال نامید و نه هایکو."
نمونه ای از هایکوی بسیط را می توان در کتاب "لیلا زانا" مشاهده کرد مثلاً در دیالوگ های یک پدر و پسرکه پدر دارد با ترسیم خطوط ، نقشه ی دنیا را می کشد وقتی پسر متوجه می شود که مرز به شکل دیواریست که ما را از همسایه جدا می کند لحظه ای از غفلت پدر استفاده کرده وبا خشم خطوط مرزها را از نقشه ی دنیا پاک می کند. البته مفاهیم غزل مینی مال گسترده تر از آن است که در این فرصت اندک به آن پرداخت و مسلماً نیازمند مجالی دیگر است. برای بیان ناگفته ها و تکوین گفته ها، سخنم را با غزل مینی مال "نقشه " از جناب استاد آرش آذرپیک به پایان می رسانم .
"نقشه "
کودک خیره – "چیست این بابا ؟ "
"هیچ، یک نقشه ، نقشه ی دنیا "
" نقشه یعنی چه ؟ " ، " رسم شکل زمین
از کویرش گرفته تا... دریا ! "
" این خطوط سیاه دیگر چیست ؟ "
" هیچ، مرز است ، مرز آدم ها"
"مرز یعنی چه ؟" ، " مثل دیوار است
بین همسایه های ما با ما "
* * *
کودک و خشم ، پاک کن ، نقشه ...
+
نوشته شده در جمعه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت 18:40 توسط هنگامه اهورا
|